خبرهای کوتاه؛
۱. خیلی اتفاقی، وقتی راننده داشت دور برگردون بزرگراه رو دور میزد، قاطعانه به این حرف یکی از معلم های زبان قدیمم افتادم که فارسی رو توتالی کنار گذاشت. اون از استادش شنیده بود که این کار خوبیه. من تا همین الان گارد داشتم که نه، فارسی قنده، بی عرضه ها زبان مادریشونو برای یه زبان دیگه کنار میذارن. اما الآن، گاردم رو شکستم هیچ، از زبان فارسی هم خشمگینم حتی به خاطر این حال و روز .
۲. مسئول شعبه هم ترسیده ازم، هم ازم بدش میاد و ظاهر رو حفظ میکنه. من؟ واقعا به کتفمم نیست!
۳. با تموم شدن این هفته، پرونده سختیای تابستونمم بسته میشه.
۴. مدیر دومم، باهام درد و دل کرده. تصور اینکه اون طرف میز، یه مرد ۳۴ ساله نشسته که داره از دلواپسی هاش برای خانومش میگه wierd ئه. همزمان، connection عمیق بین دو زوج رو نشون میداد. نایس
۵. نمی دونم چی پیش میاد. از استواری قدم هام آینده مطمئن نیستم.
۶. سریال sex education رو این ماه شروع کردم و تازه تموم کردم. اتفاقی متوجه شدم سیزن چهارش تا آخر همین ماه شهریور میاد. I feel lucky
۷. احساسات عجیبی رو تجربه میکنم.
۸. با دوستام کم حرف شدم. نمیدونم چی شده. حرفم نمیاد. موضوعی برای صحبت پیدا نمیکنم.
۹. گویا همکارام really care about me and like me but to me they're just colleagues
۱۰. I really don't know what's wrong with me