بابای من
امروز دیدم بابام داره پیر میشه
بغض کردم
رفتم توی اتاقم جلوی دهنمو گرفتم صدای هق هقم بیرون نره
پیر نشو بابا
تو رو خدا
کاش میشد فرایند پیریتو متوقف کرد. کاش همون بابای جوون با موهای مشکی باشی که وقتی میومدی مدرسه م همه دوستام میگفتن واهااای بابات چه جوونهههه
کاش همون بابا بمونی برام که وقتی بچگیام از راه رفتن خسته میشدم، میپرسبدی خسته شدی؟ بیا بغلم
من راحت لم میدادم تو بغلت و سرمو میذاشتم رو شونت و حتی میخوابیدم
بابا لطفا پیر نشو. من امروز هزاااار سال پیر شدم دیدمت. چرا زودتر متوجه نشده بودم؟ پیر نشو. من طاقت پیریتو ندارم. همیشه قوی بمون. من بیشتر کار میکنم، سخت کار میکنم تو کمتر به خودت فشار بیار.
ببخش منو اگه بچه خوبی نبودم بخدا همین الانشم دعواهام با تو و مامان سر اینه که میخوام زندگیتونو راحتتر کنم.
چرا آخه
از تنهایی خستهم. از نداشتنت هم خستهم. میشه مال من باشی؟ میشه کنارم باهام بخندی؟ من که دوریت رو به جون میخرم، غمهات رو به دوش میکشم. چرا آخه
دکلره پایه ۹
رنگ کردن موهام یک طرف
استرس خشک و وز شدنشون یک طرف
کاش یه بلوند طبیعی بودم نه پول رنگ میدادم نه ماسک مو
خار
که تظاهر کردی ندیدی عزیزم
ولی احتمالا دیدی
امروز بارها تظاهر کردی ندیدی حتی من رو
ولی دیدی عزیزم
من خاریم تو چشمای قشنگت
این دختره راننده اسنپیه انقدر زیباست که الله الله
پوست شفاف و روشنی داره، موهاش قهوه ای تیره ست و ریشه موهاش رشد کرده تیره تر شده. یه بخشی از موهای ریز پیشونیش پخش و پلا افتاده رو پیشونیش. مدل ابروهاش اسپرته با رنگ نچرال مشکی.
مانتو تترون مشکی با آستین پیله دار ریز پوشیده و شلوار جذب روشن
قبل اینکه بیام دانشگاه، ذوق سایت دانشگاه رو داشتم. از خواسته هام این بود که دانشگاهی که قراره قبول بشم سایت خوشگلی داشته باشه و سربلند بشم =))
الان تو چنل دانشگاه دیدم خبر گذاشتن طراحی سایت عوض شده. آخرین باری سایت رسمی رو چک کردم یادم نمیاد. تو این ۴سال سرجمع ۲۰ بارم به سایت سر نزدم. اون ۲۰ بارم شاید چون ترم اولی بودم و بلد نبودم سامانه تغذیه رو پیدا کنم میرفتم تو سایت اصلی میچرخیدم.
سِر
این پسره به طرز باورنکردی به لحاظ رفتاری خوبه. نمیترسم. آدم سِر شده رو چه برسه به ترسیدن از خراب شدن چیزی. من از همین الان همه چیز رو درست نشده میبینم چه برسه به خراب شده.