[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

همین امروز صبح، به خودم قول دادم اگر تو محل کار زیر بار ظلم نرم، تمام تلاشم رو بکنم با مدیرم با جدیت نسبی حرف بزنم و موفق بشم و حقوقم افزایش پیدا کنه؛ برم دوباره به سلامت روانم برسم. (لعنت به تراپیست دیوونه قبلی، لعنت بهش)

گاهی از فشار دادن دندونام و دردی که می‌پیچه حس میفهمم چقدر اضطراب دارم. گاهی تو حرف زدن کلمات تو دهنم می‌پیچه، میفهمم چقدر ذهنم آشوبه. این اون چیزی نبود که می‌خواستم.

شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۲
7:15
درحال بارگذاری..