[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

امسالم تنها بمونم چی؟ 🥲🥲😭😭

سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۲
16:2
درحال بارگذاری..

هدیه ها و پاداش هایی که محل کارم میده، صرفا برای همکاران تمام وقته.

این انصاف نیست که تو هیچ چیزی شریک نباشیم.

دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۲
15:22
درحال بارگذاری..

از رنجی خسته‌ام که از آن من نیست ...

شنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۲
17:26
درحال بارگذاری..

گناهِ دختر بودن، جغرافیا

تو دیتینگ اپ با یه یارویی آشنا شدم، گفتم تایپ هم نیستیم (چون واقعا هم تایپ هم نبودیم)، دیدم رو این جمله حساس شده چند بار دیگه با شیطنت گفتم، آقا یهو از ریجکت شدن قاطی کرد و هر چی خواست گفت :/ گفتم بابا جدی که نگفتم بازم قااااطی کرد و هیچی نگفتم بلاکش کردم، سریع با اکانت فیک اومد هرچی لایق خودش بود بهم گفت بازم بلاکش کردم و چیزی نگفتم.

مغزم سوت کشید. یعنی هنوز تو این خراب‌شده فرهنگ این جا نیوفته که دیتینگ اپ جند‌ه خونه نیست!!! شوکه شدم. ترسیدم. باز هم از فرهنگ غنی اینجا خسته‌ شدم.

چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۲
2:18
درحال بارگذاری..

دلم میخواد امروز عصر بالاخره برم کافه‌ای جایی

میدونم نمیرم.

جمعه هجدهم اسفند ۱۴۰۲
13:4
درحال بارگذاری..

کلمه strategic رو یک طور خاص و جذابی بیان می‌کنه که وای من! بعد فهمیده نقطه ضعفم این کلمه‌ست، به ضرب و زور تو جملاتش می‌گنجونه و با لحن اروتیک بیان می‌کنه ناقلا :)

پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۲
23:50
درحال بارگذاری..

من از این همه نشدن خسته‌م آقای قاضی

چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۲
12:20
درحال بارگذاری..

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تولیدکنندگان محترم گوشی سامسونگ چه در هند و ویتنام.

واقعا چه جنس آشغالی برای cpu و لوازم گوشی استفاده می‌کنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۲
23:45
درحال بارگذاری..

دلم از اون دیت‌ها میخواد که از فرق سر تا نوک پا آماده میشی بری ببینیش.

البته بیشتر دلم خواست بیاد دنبالم ولی خب من ریدم تو این بختم :)))

دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۲
21:42
درحال بارگذاری..

من ریدم تو دختر خوب بودن

من میخوام دختر خراب خر شانس باشم

جمعه یازدهم اسفند ۱۴۰۲
12:18
درحال بارگذاری..

To do list درست کردم از کارهایی که موقع دیدنش باید دوتایی انجام بدیم.

سه شنبه هشتم اسفند ۱۴۰۲
15:34
درحال بارگذاری..

معلم بودن اینجوریه که یه ساعت به زور جور میکنی تا بعدازظهر رو بخوابی، سرت به بالش میرسه یهو یادت میاد وااای، برگه بچه‌ها رو تصحیح نکردم!! اینجوری میشه که میشینی پای تصحیح برگه ها و نیم ساعت از وقتت میره. با نیم ساعت باقی مونده هم نمیدونی چه غلطی میتونی بکنی و با چشم هایی که از خواب میسوزن میای وبلاگت تایپ می‌کنی.

سه شنبه هشتم اسفند ۱۴۰۲
15:34
درحال بارگذاری..

کم کم کونمو جمع کنم به چهارگوشه زندگیم برسم که زید و زید زدن و این کصکلک بازیا به من نیومده ...

شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲
15:40
درحال بارگذاری..

قرص اعصاب

از قطع کردن آسنترا (سرترالین) خوشحال بودم که امروز دکتر مغز و اعصاب برام فلوکسامین تجویز کرد 🙃

شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲
15:38
درحال بارگذاری..

چه روزها که بر ما گذشت و زنده ایم هنوز

شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲
15:37
درحال بارگذاری..

از حجمدسینگلی من میشه برق تولید کرد‌

شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲
8:33
درحال بارگذاری..

بمونم خونه امروزو؟

جمعه چهارم اسفند ۱۴۰۲
16:32
درحال بارگذاری..

کاش پول مهاجرت و نزدیک شدن به ma chérie داشتم

چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲
23:32
درحال بارگذاری..

خدا میلاد و برام نگه داره.

چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲
23:28
درحال بارگذاری..

بهم پیام داده:" بدترین چیز برای یه مرد واقعی دیدن یه زن گریونه."

+ در هیچ کجا و به هیچ جهت بهم نمی‌رسیم. کاش ازش نسخه دیگه هم وجود داشت( کیس واقعی که پیدا نمیشه، کاش یه پیتر جیبی داشتم!)

ترس از دست دادنشو دارم و نمیدونه این ترس رو دارم. پیام داده "من همیشه برای تو هستم." الهی بمیرم که حتی برای من بودنت هیچ شکلی از داشتن نیست...

چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲
23:22
درحال بارگذاری..

دیشب بی‌پروا بهش گفتم:"خودتم می‌دونی از من خوشت میاد و اگر تو زمان و مکان دیگه‌ای همدیگر رو می‌دیدیم اوضاع جور دیگه‌ای بود."

چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲
23:19
درحال بارگذاری..

کاش بتونم لاقل جمع کنم از اینجا برم پیش ma chérie

میدونم هرگز، در هیچ کجا و هیچ زمان بهم نمیرسیم، حداقل کنارش حالم خوبه

چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲
13:14
درحال بارگذاری..

پشتم یه دره ست.

داشتم به خدا ایمان میاوردم، که صدام رو شنید

درد توی قلبم رو شنید

تنهایی هام رو دید

همش کشک بود.

چرا سرنوشت من گره خورده به تنهایی، شکست و غم؟!

یا ازم خیلی بزرگ ترن، یا متاهلن، یا کوچیکترن، یا معتاد به گلن، یا ظاهری بهم نمیاییم

چطوریه پس این همه آدم با یک عالمه آدم تو رابطه میرن و از این مشکلات ندارن؟!

دلم شکسته، یعنی قشنگ صدای شکسته شدن دلم رو دارم میشنوم. از خودم عصبیم که فکر کردم زندگی اینبار روی خوش نشون داد‌.

من دیشب گفتم میترسم.

حالا که قراره تنها بمونم، کاش هیچوقت فریب هیچ دروغی رو نخورم. کاش دیگه هیچوقت حتی ذره‌ای امیدوار نشم.

چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲
12:24
درحال بارگذاری..

G>۷۸

من رو هرگز شرمنده نکن 😔

چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲
1:35
درحال بارگذاری..

شاعر

میخوای شاعرم کنی؟

سه شنبه یکم اسفند ۱۴۰۲
1:41
درحال بارگذاری..