[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

من پارسال این موقع‌ها هنوز بابا داشتم. زنده بود، راه میرفت، تکیه‌گاه بود.

حالا بابا ندارم، دارن از بی‌پناهی فلج میشم.

زندگی، چطور تونستی از اونی که بودی هم غم‌انگیز‌تر بشی؟

دوشنبه سی ام تیر ۱۴۰۴
22:26
درحال بارگذاری..