[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

سال دیگه آلمان؟

صبح جنگجوی رنجوری از تخت بیرون اومد. خبرها امیدبخش نبودن. با کلی امید نشست سر کلاس آلمانی. دید بهتره نیم ساعت آخر از کلاس خارج بشه. چیزی براش مهم نبود. مطلقا هیچ چیز. با اینکه کتاب تغییر کرده بود.

همه‌ی امیدش به خودش، پشتکار و اراده خودشه. سال دیگه آلمان؟!

سه شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۴
10:10
درحال بارگذاری..