فشار روحی روم طوریه که انگار فقط چند قدم به بیخانمان شدنم نزدیکه.
من دارم له میشم و باورم نمیشه این حجم از استرس و فشار بدون اینکه خودم توش دخیل بوده باشم و صرفا بخاطر به دنیا اومدنم داره بهم وارد میشه. تحت فشار زیادیم. بیوقفه و پشت سر هم. با نخ کمرنگی به این زنگی وصلم. این نخ پاره بشه، یا سر از دارالمجانین درمیارم یا مردهشور خونه.
لعنتی آرزوم سوزوندن جسدمه، اینو هم به گور میبرم؟
سه شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۴
12:27
درحال بارگذاری..