[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

میدونی؟

تهش دخترایی انتخاب میشن که کارایی دقیقا برعکس من انجام میدن. میدونم، ولی ذره ای تلاش نمیکنم تغییری تو رفتارم ایجاد کنم. انگار که همزمان این رو هم میدونم که تو آسمون من، حتی یک دونه ستاره روشنی نیست.

پشت چشمام، کلی اشک نریخته دارم. مثل یه کوه ولی استوارم هنوز. زوده برای گریه.

جمعه نهم آذر ۱۴۰۳
17:22
درحال بارگذاری..