یه نکته جالب کشف کردم. من ته چینام رو دوست دارم. بابام هم دوست داره. توش کلی هم ادوبه و زعفرون میزنم. بابام عاشقشه. چند بار هم پیشنهاد داده بود درست کنم، بعد مامانم اصلاااا ازش نمیخورد میگفت بو میده. :)
بعد من هعیییی ازش میخوردم هر سری، نمیفهمیدم بوش رو :/
یا هر غذایی میپختم یه جوری یکی میومد تو آشپزخونه دست کاری میکرد میریدن توش، تهشم میگفتن اشکال نداره، داری یاد میگیری :))))
هزار سال گذشته و من هر غذایی میپزم با اه و پیف میخورن تهشم همینو میگن که داری یاد میگیری.
بعد من خر، من کسخل همیشه هر دفعه موقع آشپزی هعی از تک تکشون سوال میپرسم فلانی آویشن بریزم بدت نمیاد؟ بادمجون یکم بیشتر طلایی بشه بدت نمیاد؟؟؟
این سری رفتم آش پختم. یکی میگفت سیر بریز، یکی دیگه میگفت نریز. یکی میگفت باقلا از قبل بپز بریز تو، یکی میگفت تو خودش میپزه. یکی میگفت برنج پخته بریز،یکی میگفت برنج کال بریز. قبل همخ اینا یک دور هم مجبور شدم آب آش رو عوض کنم چون معتقد بودن تلخ و سیاااااه شده در صورتی که قبلش خودشون غذای منو دست کاری کرده بودن. :)))
چقدر خرم من. چقدر گاوم من. نباید ازشون نظر بخوام. عوض تشکرشونه؟ مگه من غذای بیمزه اینا رو میخورم میام میگم چقد بد بود؟ مودبانه میشینم کوفت میکنم. اینا کرم دارن. کودنای احمق. خوردن که هیچ نخوردن برن نیمرو بزنن. یعنی من سر یه نوک چاقو آویشن ریختن باید ده سری از هر کدوم نظر بخوام. جالب اینه جوابها هر سری متفاوته :))))
خب من چطور دلم نخواد از اینجا نرم؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی یه غذا درست میکنم یکی بالا میاره یکی عاشقش میشه. دستپخت من معمولیه. بد نیست. جمع کنید اه