[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

بعضی وقتها تاوان نرسیدن به تو رو بقیه میدن. بد برخورد میکنم، انگار که قرار نیست فردا روز آه شون یقه م رو بگیره.

غمم کم نمیشه، دردم اینطور آروم تر نمیشه. چیکار کنم با داغی که به قلبم گذاشتی؟

تو بگو، تو آه کی بودی که گریبانمو گرفت؟

دوستت داشتم و دارم. امروز قدر یک جمله حرف زدیم. رفته رفته آتیش خواستنت تو وجودم شعله‌ور شد. کاش همه اونایی که پیام میدن و نمیخوامشون تو بودی. کاش اون دیدارهایی که با غریبه ها داشتم با تو بود. کاش منو میخواستی. یا کاش از سرم میوفتادی. کاش کمتر ببینمت.

شنبه ششم خرداد ۱۴۰۲
14:42