[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

و این هرگز عدالت نبوده و نیست

مشتاقانه منتظرم کابوسام دوباره از نو برگردن !

تا یکجورایی شاید بتونن بهم نشون بدم اونقدرام مشکلاتم کوچیک نیست تا پسشون بزنم.

قدرت پس زدن ندارم دیگه . خسته م از دعا کردن برای ازبین رفتنشون. یه جا باید جا بزنم بالاخره از انجام تلاش های بی ثمرم...

کابوس های ممتد و تکرار مشکلات همیشگیم... کابوس تو بیداری ... کابوس تو خواب...

زیادی فکر کردم قوی ام... نیستم! قوی نیستم. یه ادم عادی ام... مثل بقیه... 

و کلافه م از تظاهر به عاقل بودن و دوراندیشی هام... میخوام به سن خودم باشم... میخوام اشتباه کنم...بلغزم... میخوام دیوونگی کنم ...دغدغه های خودم تو رنج سن خودم رو داشته باشم... پیر شدم بخاطر مشکلات..بسمه... دیگه واقعا بسمه. خسته م.

میخوام کم بیارم تا انقدر بیخود مغرور و امیدوار نباشم به قوی بودنم و حل شدن مشکلات. من ضعیف و خسته و ناتوانم. تموم.

 

+چندباره که دوباره پشت هم کابوس میبینم.

یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۸
1:13
درحال بارگذاری..