[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

برای چهارشنبه نوبت چشم‌پزشکی گرفتم. بالاخره تایمم آزاد شد! بعد از ۳ ماه تازه میتونم بدون استرس برم دکتر. البته که استرس مالی و اینکه چشمم چه مرگشه هم هست. عینکمم باید عوض کنم. دلم میخواد یه فریم کائوچو ظریف پلنگی خوشگل بگیرم.

انقد پیر شدم راستی! برای روز مادر بچه‌ها ازم میپرشیدن خانوم بچه دارین؟

الله و اکبر!

دوشنبه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۴
12:1
درحال بارگذاری..