[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

دلم برای لبخند بابا تنگ شده، سرش رو کمی کج میکرد و با یک دستش ما رو میکشید سمت خودش و با عشق روی سرمون رو میبوسید.

بابام رو می‌خوام. خاک سرد نیست. دروغه که خاک سرده.

شنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۴
10:3
درحال بارگذاری..