بابای مهربون و فداکارم
چقدر ما قدرنشناس بودیم
تو خوب شو
بخدا هر چی تو بخوای، هر چی تو بگی
بابای خوش تیپ و جوونم
تو چرا
بابا جونم من دلم رو به کی بگم؟ بابا جون مگه این شب صبح میشه برام؟ مگه من تاشنبه میتونم طاقت بیارم؟ بابا دست و پاهام رو حس نمیکنم چطور راه بیام تا قائمیان؟
بابا چطور نامه اورژانسی دکترو ببرم داخل تو متوجه نشی
من بمیرم که همین الان داری تو سرویس سعی میکنی گلوتو تمیز کنی نفس بکشی
من بمیرم برای صدای نفسهات
من بمیرم برای خس خس سینه ت
من بمیرم که ۲ روز تعطیله نمیدونم کجا ببرمت چه خاکی به سرم بریزم
پنجشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۳
3:54
درحال بارگذاری..