[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

بعد از یه سفر کوتاه و غیبت، بهش گفتم:" با اینکه کلی تا الان باهات حرف زدم و همچنانم دارم باهات حرف می‌زنم ولی هنوز دلتنگتم."

با لحنی بامزه و متعجب گفت:"واقعا؟!" که کاش می‌شد لحن بامزه‌ش رو بذارم تو یه قوطی شیشه‌ای و درشم سفت و محکم ببندم تا ابد پیش خودم نگه‌دارم.

سه شنبه چهاردهم فروردین ۱۴۰۳
17:52
درحال بارگذاری..