[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

Dead Poets Society 1996

فیلم Dead Poets Society 1996 رو چند شب پیش دیدم. اون هم به پیشنهاد اکس خواهرم! قبل از اون، بارها اسم این فیلم به طریقی به گوش من فارغ‌التحصیل زبان و ادبیات انگلیسی خورده بود، حتی یه کانال تلگرامی هم عضو بودم تحت عنوان همین فیلم. ولی بعد از سال‌ها بالاخره این فیلم رو دیدم. درست مثل کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است که مدت‌ها تعریفش رو شنیده‌بودم و نخونده بودمش! به گمانم تلاقی این دو مورد و تکرار پشت همشون یه تلنگر (و شاید یه نشونه!) برای من باشه که نترس و تجربه کن!

داستان این فیلم از این قراره که یک سری پسر بچه دبیرستانی تو یه مدرسه شبانه روزی سختگیر و تک جنسیتی درس میخونن. اما سابقه درخشان این مدرسه تو فرستادن بچه‌ها به دانشگاه باعث شده تا کلی خانواده سرشناس بخوان بچه‌هاشون رو به این مدرسه بفرستن حتی اگه علاقه اون بچه‌ها چیزی جز دکتر و مهندس شدن باشه. زمان فیلم اواخر قرن بیست و توی یکی از ایالت‌های امریکا است و خب بسیار مشابه به فرهنگ خانواده ایرانی در زمان حال حاضر که حتما باید بچه‌هاشون دکتر و مهندس بشن و بازیگری، تئاتر یا هر شغل دیگه‌ای کافی نیست.

با ورود معلم انگلیسی نسبتا جوان و تازه‌نفس به این مدرسه، یواش یواش فیلم دچار plot twist میشه اما این twist اونقدر‌ها هم که باید شدید نیست یا حداقل به نظر من شدید نبود. یه ریتم ملو داشت. معلم خودش تو همین دبیرستان درس خونده پس با فضای سخت و مشقت‌بار اونجا آشناست. اما این معلم جوان تو کارنامه کاری خودش موفقیت‌هایی داره. متفاوت از باقی معلم‌هاست و تو روند فیلم متوجه میشیم شیطنت‌هایی هم داشته که هیچ منافاتی با موفقیت‌هاش نداشته.

راستش من موقع دیدن این فیلم کمی از استاد دیوانه ترم 1 کارشناسیم متنفر شدم چون یک کپی نسبتا بی‌کیفیت از keating، معلم جدید این آکادمی بود!

نقطه عطف این کلاس روش تدریس فوق‌العاده کاربردی برای تفهیم درس بود که خب، به عنوان یه معلم کوچک باید اظهار کنم با این payment کمی که ما معلم‌ها اینجا داریم، یا باید روزی 2 شیفت کار کنیم یا تمام فکر و دغدغه‌مون صرف نیازهای بیسیک مثل غذا و سفر و اجاره خونه باشه :( طبیعتا تو چنین موقعیتی فرصتی برای بهبود کیفیت کلاس‌هامون و خلاقیت نخواهیم داشت :(

و صد البته که به main motif این داستان یعنی carpe diem هم نمی‌رسیم.

به نظر من کژفهمی Neil از مفهوم carpe diem و مرگ سورئالش، climax این قصه هست با این منظور که آیا روش Keating، موثر بوده؟ اگر بچه‌ها کلاسش رو دوست داشتن پس چرا اثر سوء روشون داشته و خیلی از مکاتب ادبی رو بلد نبودن یا حتی به خودشون آسیب زدن؟!

این بود انشای من.

جمعه دهم فروردین ۱۴۰۳
11:41
درحال بارگذاری..