زندگی و ترس
سالها پیش یه جملهای رو روی دیوار اتاقم نوشتم. "فقط زمانی میفهمی قوی هستی که مجبور بشی." چند روز پیش موقع خارج شدن از اتاق نگاهم افتاد به این جمله و سعی کردم درکش کنم. درک نمیکردم تا امروز، تا این ساعت که نگرانم و تجربیات چرتوپرت یکی از دوستامو خوندم.
به خودم میگم هیچ چیزی نمیشه. نگران نباش. به والد سرزنشگر درونم تشر میزنم و به خودم یادآوری میکنم که چقدر میخوام مستقل باشم و مستقل بودن دقیقا از همینجاها شروع میشه.
باید یاد بگیری بزرگ شی بچه.
چهارشنبه ششم دی ۱۴۰۲
7:17
درحال بارگذاری..