[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

سخت نگیر نسترن جون، یا درست میشه یا میگذره میره

چنان گیج و گم و خسته و سرگردونم که حد نداره.

عوضش تا آخر هفته‌ی دیگه برنامه‌ی کارام مشخص میشه، زندگیم از این بی‌سامانی تخمی که کارم برام ساخته درمیاد.

به چوخ اعظم رفتم.

سه شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۲
12:11