[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

این تابستان

خوابم میاد

تمامِ روز خسته، کسل، کم‌انرژی و مغشوش بودم. خندیدم، با نی‌نی بازی کردم و باز ذهنم درگیر بود.

بدنم ضعیف شده، زینک و فولیک اسید خوردم و بهتر هم نشدم. دائم خوابم میاد.

تایم پریودم نزدیکه و بهم ریخته‌م.

استرس طرح درس بچه‌ها رو دارم.

استرس درآمدم رو دارم؛ که کمتر بشه.

نیاز به مانتوی خنک و گشاد تابستونی جدید دارم، ولی به قدر کافی مانتو دارم.

نیاز به یه تراول ماگ خوشگل دارم که توش دیتاکس وادر مختلف و خوشمزه بریزم با برگ نعنا و چند قطره آب لیمو ترش، یا حتی گلاب خوش‌عطر ِکاشون.

دلم میخواد اتاقم رو حسابی تغییر دکوراسیون بدم و تغییرش بدم. چون فکر میکنم تغییر اتاقم رو ایجاد انگیزه برام موثره و دیگه تو وقت‌های بیکاریم کمتر بی‌انگیزه و شل و ولم.

نیاز دارم بیشتر درس بخونم.

نیاز دارم هر چه زودتر باشگاه ثبت نام کنم. اضافه وزن و تپلی شدن داره سرخوشانه به در می‌کوبه.

کلاس موسیقی که نشد برم، تایمم تداخل داشت، دلم هوس کلاس اسکیت کرده، به یه جفت کفش اسکیت خوب و کلاهشم نیاز دارم.

تو سرم هزار هزار برنامه‌ست. به چندتاش می‌رسم؟ کدوماش تیک میخورن؟

پنجشنبه هشتم تیر ۱۴۰۲
23:38