این تابستان
خوابم میاد
تمامِ روز خسته، کسل، کمانرژی و مغشوش بودم. خندیدم، با نینی بازی کردم و باز ذهنم درگیر بود.
بدنم ضعیف شده، زینک و فولیک اسید خوردم و بهتر هم نشدم. دائم خوابم میاد.
تایم پریودم نزدیکه و بهم ریختهم.
استرس طرح درس بچهها رو دارم.
استرس درآمدم رو دارم؛ که کمتر بشه.
نیاز به مانتوی خنک و گشاد تابستونی جدید دارم، ولی به قدر کافی مانتو دارم.
نیاز به یه تراول ماگ خوشگل دارم که توش دیتاکس وادر مختلف و خوشمزه بریزم با برگ نعنا و چند قطره آب لیمو ترش، یا حتی گلاب خوشعطر ِکاشون.
دلم میخواد اتاقم رو حسابی تغییر دکوراسیون بدم و تغییرش بدم. چون فکر میکنم تغییر اتاقم رو ایجاد انگیزه برام موثره و دیگه تو وقتهای بیکاریم کمتر بیانگیزه و شل و ولم.
نیاز دارم بیشتر درس بخونم.
نیاز دارم هر چه زودتر باشگاه ثبت نام کنم. اضافه وزن و تپلی شدن داره سرخوشانه به در میکوبه.
کلاس موسیقی که نشد برم، تایمم تداخل داشت، دلم هوس کلاس اسکیت کرده، به یه جفت کفش اسکیت خوب و کلاهشم نیاز دارم.
تو سرم هزار هزار برنامهست. به چندتاش میرسم؟ کدوماش تیک میخورن؟