[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

روح انسان

گویا دایره‌ایست این جهان

من که کارمای کارهای خودم رو به چشم دیدم، دیگه کم کم باور کردم کارما وجود داره. واقعا وجود داره. هر کسی تنبیه میشه و اونقدر اون تنبیه از جانب کائنات ادامه پیدا میکنه تا یادت بندازه این تنبیه نتیجه کدوم کار بدت در کجای دنیا و در حق چه کسی بوده. 

راستش کارمای کارهای خوب رو نمیدونم که حس میشه یا نه، ولی کارمای کارهای بد حس میشه، و خیلیییی دردناکه. طوریکه نفست برای چند لحظه اول بند میاد و حس می‌کنی آب جوش ریختن سرت. 

به نوعی، دل نشکن که بر هر دل ز خدا راهی هست.

همه ما آدمها اسیر کارما میشیم، چون چه بخوایم چه نخواییم دل می شکنیم. امیدوارم در هر صورت انسان بهتری بشیم و درس بگیریم.

امروز خیلی عرفانی شدم یهو. عرفانی شدن من نتیجه ریاضت و خراشیده شدن روحمه. حالا روحم خسته ست‌. خیلی هم خسته ست. کاش مثل الماس بعد خراشیده شدن شروع کنه به درخشیدن. هر جوری که باشه، مطمئنم اونی که باید خیلی خوشگل می‌چینه همه چیزو. انقد دقیق که حتی تنبیه و جایزه و کارما هم قاطیشه.

پنجشنبه ششم مرداد ۱۴۰۱
19:47
درحال بارگذاری..