[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

غم از دست دادن

مثل اون لحظه بعد مرگ که همه آشناها میرن و تو میمونی و خونه سوت و کور غم گرفته

حس تلخ که ممکنه بیشتر از اینا از دست بدی، ممکنه بدتر بشه 

حسی رو میخوام که تکلیفت روشنه، میزنی رو زانوت و میگی بلند شو. ادامه بده. بجنگ. تموم شده. زندگی ادامه داره و غم نباید شکستت بده

متاسفانه اول غم هستم و حتی میترسم از اینکه چی قراره بشه

روزای سختی گذشتن، زمان بده اینم بگذره نسترن. طاقت بیار فقط. صبور باش. 

یکشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۱
1:45
درحال بارگذاری..