[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

خوشتون بیاد از ما خوشگله

طرف اومده به رفیقم میگه دوستم از دوستت خوشش اومده 

رفیقمم میگه نه نسترن از یکی دیگه خوشش میاد.

خب من تمام قد گه بخورم از اون عن اقا خوشم بیاد، حالا که من تصمیم گرفتم سرم fully گرم زندگیم باشه و محل سگش ندم میفهمم دوستام موقعیتا رو اینجور پروندن

امروز یه رفتار بسیار چیپ از همون عن اقا دیدم و به خودم گفتم نسترن، بسه! داره میشه ۴ سال. انقدر خشمگین بودم که دلم میخواست پا بذارم رو ۳ سال رفاقت و حرمت بینمون و بزنم بلاکش کنم بره ولی دوستام جلومو گرفتن که نکن. کاش میشد پاشو کامل از زندگیم قطع کنم. هر ارتباطی که وجود داشته باشه ممکنه همون ذره ای علاقه باعث شه از تصمیمم منصرف شم، مثل هزاران بار قبل. دلم نمیخواد پشیمون شم. واقعا توان جنگیدن باهاش رو ندارم. خسته شدم.

 

شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۱
22:17