[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

زل زدم به عکس جدیدت

به بلوز راه راه سفید و انبه ایت

راستی میدونستی تناژ زرد از رنگهای مورد علاقه ی منه؟ 

لبخند زده بودی و انگشتات رو بهم گره زده بودی.

به شلوار سفید تمیزت نگاه کردم که چقدر جالب ست شده با بلوزت.

و به کفش مشکی خاکی و کثیفت‌.

فکر کردم چی کار کردی با کفشت؟ کجاها رفتی و آتیش سوزوندی که اینجور خاکی شده؟

به ساعت هوشمندت نگاه کردم و ته دلم خنده م گرفت از نحوه پول خرج کردنت.

نشد خیلی چیزها درباره ژست و عکست بگم و شوخی کنم باهات، فقط کاش میشد بگم موهاتو زیادی کوتاه کردی بچه. 

شنبه سیزدهم فروردین ۱۴۰۱
2:11