لعنت خدا به تو
دیگه حتی بغض نمیکنم
اون بغض این پست هم شکسته شد. اما دیگه حتی بغض نمیکنم
سِر شدم از کارهات، سِر شدم بابت بلاهایی که به سرم اوردی. اگر خدایی وجود داشته باشه، میسپارمت به خودش که پشیمونت کنه و ازش میخوام دیر پشیمونت کنه.
حواست بود با بچه بازی ها و لجبازیهات چیکار کردی؟ خودت هم آسیب دیدی اصلا؟ چیکارت کرده بودم جز محبت؟ مگه خودت بارها نگفته بودی همینو؟ پس چیشد؟ چرا یکهو این رفتارارو کردی، چیشد؟
همه چیز خوب بود، همه چیز وحشتناک خوب بود و چرا خراب کردی؟ چی کم داشتم؟ چی کم بود؟ از چی زیاد مایه گذاشتم که دلتو زد؟ کی خسته میشی از آزار دادن روح و روان من؟ کی روحت راضی میشه از اذیت کردن من؟
دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۰
0:19