دلم میخواد نعره بکشم
خشمگینم
خشمگینم
از اداره بیمه کوفتی
از هرچی بیمه ست
از هرچی کار و محیط اموزشیه
از درمان تو ایران
از مریضی
از نق و نوق های بابا
از همه چی خسته م
از همه چیییییییی خسته م
مگه من چی از زندگی خواستم جز یه خونه آروم برای خودم و کاری که باهاش پس انداز کنم برای سفر و خرید غذا و لباس؟
مگه چی خواستم که انقدر از زمین و زمان برام میباره؟
چرا مشکلات بد هجوم اورده سمت من؟ از ۶ میلیون و خرده ای کسری حقوق و چه و چه و چه
من مگه چندبار زندگی کردم که همه این کارارو یکدفعه باید بلد باشم؟ دیشب بعد مدتها راحت خوابیدم، بیا، خواب راحت هم کوفتم شد. ۲ ساعتم هست که برق رفته!
یکشنبه هفتم بهمن ۱۴۰۳
13:2
درحال بارگذاری..