[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

اونجا که هایده با سوز میخونه

خسته از هر چی که بود خسته از هر چی که هست

راه میافتم که برم مثل هر شب مست مست

باز دلم مثل همیشه خالیه باز دلم گریه تنهایی میخواد

بر میگردم تا ببینم کسی نیست می بینم غم داره دنبالم میاد

یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۴
11:44
درحال بارگذاری..