[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

ای خدا

صدای نفس کشیدن بابا میاد، تو فکر اینم لازمه براش کپسول اکسیژن بگیریم؟

باید تخت من که راحتتره رو بذاریم تو هال. تخت تو هال رو بیاریم تو اتاق. بابا راحت بخوابه، عیادت هم میان تخت خوب باشه.

بابا من تنبل تازه به فکر افتاده بودم برات ته چین مرغ درست کنم که دوست داری. بابا تو رو خدا خوب شو من برات درست کنم بتونی بخوری. بابا تو رو خدا خوب شو. دوباره سرحال شو. بابا مگه میشه از این لاغرتر بشی؟ دکمه آخر کمربندت هم باز برات شله. من بمیرم برات بابا که میگی نمیتونم غذا بخورم. من بمیرم که اشاره میکنی به سرتا پای بدنت میگی درد دارم. دردت به جونم که لثه هات ملتهب شده. من بمیرم که نمیدونی دردت چیه. من بمیرم که حساب کتاباتو ردیف کردی. من بمیرم که میگی تا ده روز دیگه زنده نیستی. من بمیرم که قول دادم تا عید خوب خوب میشی و خودم مطمئن نیستم. من بمیرم.

کاش بمیرم ولی تو خوب بشی بابا

قربون موهای یدست سفیدت

قربونت برم بابا

کمرم خم شده زیر غمت بابا

دوباره بلند شو

دوباره جوون شو، پشت فرمون ضرب بگیر بخون.

پنجشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۳
2:23
درحال بارگذاری..