[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

امروز اجبارا استراحت کردم. دلچسب بود. فارغ بودم از فکر و خیال. انگار که چون جراحی کوچیک داشتم به خودم حق دادم به هیچی اعم از کار فکر نکنم.

من تو استراحت کردن خیلی سخت گیرم. حتی باید فردا مرخصی استعلاجی بگیرم و به احتمال زیاد نمیگیرم.

حالم خوبه ولی یه دل آشوبه ریز هم دارم، مثل نگرانی از بابت وقوع یه اتفاق بد بعد آرامش. میترسم.

قلب همه مون پر از آرامش باشه💙

جمعه یازدهم آبان ۱۴۰۳
22:16
درحال بارگذاری..