بخون
من بعد از اینکه پک و پااااره از سرکار اومدم خونه و قبلشم تا نصف شب داشتم کارای خونه رو میکردم صدای مامانمو میشنوم که به خواهرم میگه: نههههه تو به ظرفا دست نزن، فلانی از خواب پا شه میاد میشوره.
نهههههه تو بلند نشد، فلانی بلند میشه میاره
نههههه تو پول نده، اصلا از جیب خرج نکن
نهههههه فلانی همه این کارا رو میکنه
فلانی کیه؟ من! آره. من! حالم بهم میخوره از این وضعیت که مادر خونواده خودش زمینه سواستفاده از تو رو به بقیه میده. آدم ها عوض نمیشن، هیچوووووقت. این زن منو به خیاری میفروشه.
کاش برم. فرار کنم برم.
چهارشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۳
14:42
درحال بارگذاری..