[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

امروز که داشتم میرفتم سرکار، آخرای مسیر تو تاکسی به این فکر کردم که من همه تلاشم رو کردم. واقعا تمام تلاشم رو کردم. فشاری که به خودم اوردم رو الان توی جسمم حس می‌کنم. می‌بینم له شدم. نابود شدم. آسیب دیدم. ناراحت شدم و از طرفی حس رهایی داشتم، که من همه زورم همین بود!

دوشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۳
23:27
درحال بارگذاری..