[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

سفر

دیدم از تنهایی سفر کردن می‌ترسم. علتش نداشتن امنیت تو شلوغی بود اونم وقتی همه کار‌ها مثل پیدا کردن لوکیشن و ... رو دوش خودته. ترسیدن از کیف‌قاپ‌ها و جیب‌بر‌ها.

هر‌چی گشتم، تهش رسیدم به زادگاهم. به این خاک. به ریشه این ترس‌ها. من می‌ترسم.

سه شنبه پنجم دی ۱۴۰۲
21:6
درحال بارگذاری..