[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

برگشتنی راننده اسنپ ماشینش خراب شد دوباره اسنپ گرفتم. اسنپ جدیدیه از مسیر تاریک و مه‌آلود و پرخطر اومد. تند با سرعت بالای ۱۰۰. بحث هم میکرد.

من واقعا گریه‌ایم الآن. به هیچکدوم از اعضای خانوادمم نگفتم. ولی حالم بده. از ته قلبم برای مسئول شعبه‌م یه عذاب وجدان گنده میخوام.

حس میکنم شونه‌هام جون نداره. سست و بی‌حالم. من برای هرروز ماسک شادی زدن و معلم بودن واقعا خسته‌م. این روزها هم فقط دارم میریزم تو خودم.

سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۲
20:51
درحال بارگذاری..