[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

امروز بغضی و دردمندم

من همیشه اون مظلوم ترینه بودم که زور بقیه به اون میرسید. برای ترسوندن بقیه از من مایه میذاشتن. چوب ندونم کاریای بقیه رو هم من میخوردم. مثال زیاده، نمیشه گفت.

با این حال روحی جسمی گه باید برم سر ۴ تا کلاس بشینم، خوبیش اینه نمیشنم از سر بیکاری غصه بخورم و روزمو از دست بدم

بدیش اینه هر کلمه‌ای میتونه باعث بغض و گریه کردنم بشه

شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۲
12:6
درحال بارگذاری..