از کلینیک اومدم خونه، دوباره دوش گرفتم. اینبار موهامم شستم.
کلی از کارام تیک خوردن با این حال ۲ تا از کارای گندهم مونده، یکیش تصحیح امتحان بچههای امریکن انگلیش فایلمه و اون یکیش هم مرتب کردن فایل مورد نیاز برای تدریس که باید ببینم میتونم از CD بریزم تو فلش یا نه.
هنوزم کامپیوترا ویروسی میشن؟! من همش فکر میکنم دوره این ویروسی شدنا سر اومده.
+ دلم میخواد ناخنامو لاک بزنم. یه لاک خوشرنگ.
+برای ناهار فردام غذای نیمهآماده گرفتم که زودی قبل رفتن از خونه گرمش کنم آماده بشه. قراره تا یک و ماه و نیم دیگه ۲ روز از هفتهم ناهارام این مدلی بشه.
+ باشگاه ثبتنام کردم. ایروبیک عزیزم🧚♀️ فقط چون یکشنبه و ۳شنبههام خالی بود، متاسفانه ۲ بار در هفته میتونم برم. کاچی بهتر از هیچی. مهم اینه که صبحهاست و مربیش ظاهرا خوبه.
+ امروز داشتم با اپراتور لیزرم صحبت میکردم، اتفاقی متوجه شدم دوباره شروع کرده مربیگریش رو. بسکتبال. سریع یه حسی قلقلکم داد که بسکتبال هم مثل والیبال دوست داشتنیه ها! ولی متاسفانه یه سانسش میوفته شنبهها که من نمیتونم برم. کلاس گیتارمم سر همین تداخل داشتنها نتونستم برم. ولی بسکتبال خیلی هیجانانگیزهها!
+انقدر شلوغ و پلوغ شده سرم! خیلی راضیم از خودم که سرمو شلوغ کردم. تازه! تیرماه ماه فوقالعاده کیری بود برام. الان ولی چون منظم شده برنامهم، بار روانی این شلوغ پلوغیا برام کمتره. مثلا الآن ناراحت نیستم صبح تا ظهر این جمعه باید برم سرکار و تقریبا یک جمعه در میون وضعم همینه! عوضش سعی میکنم دیتاکس وادر های تابستونی ببرم و کلی خوراکی خوشمزه.