[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

بیشتر از یک ماهه که بغض دارم و نمیشکنه. به سختی دارم با افسردگیم مبارزه می‌کنم در حالیکه دلم میخواد یکی دو هفته ول کنم برم سفر به یه جزیره خوش آب و هوا. همیشه خدا، هیچوقت وقت استراحت کردن من نبوده. همیشه دیگه آخراش بوده و من نباید عقب میوفتادم چون دیگه چیزی نمونده بود!

شنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۲
21:2
درحال بارگذاری..