[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

نق

بخشی از فضای خالی زیر تخت اتاقم با وسایلای خواهرم پر شده

یه طبقه مهم از کتابخونه‌م با کتاباش

و یه شلف دیگه از هدیه هاش

یه بخشی از وسایل و جینگول جاتش هم اینجاست

من اتاقم جا نداشت، گرفتم یسری خرتو پرتامو دور انداختم و چیپنش رو عوض کردم وسایلم جا بشه که یسریاش رو زمین نمونه دیگه

بهش میگم میتونی وسایلتو برداری؟ میگه نه جا ندارم😐

اتاقش بزرگتر از اتاق منه

چونه زدم لاقل یادگاریاتو وردار من کتابامو بذارم

گفت باشه

بردم وسایلو دادم بهش(۴ قلم هم نمیشد)، دوباره لج کرد فلان کادو رو ببر اینجا من بد رفت و آمد میکنم خراب میشه

گفتم مثل من وسایلتو جابه جا بکن جا باز شه

گفت نمیشه

گفتم جا ندارم لج نکن

اومدم اتاقم وسایلو خیاری چیدم یه شلف خالی اومد بهش بدم

رفتم اتاقش دیدم وسایلشو جا کرده 😐

قهرم کرده

اگه قراره یکی فقط خودشو ببینه و اینطور قهر کنه همون بهتر که قهر کنه اصلا! اونم سر چنین چیز کوچیکی!

من هم اتاقم کوچیکتره هم اصلا منطقی نیست وقتی اتاقش جداست نصف اتاق من از وسایل اون پر بشه! هنوزم کلی وسایلش هست و این قهر فقط سر ۴ تا یادگاری از دوستاشه که نمیدونم چرا تو اتاق من باید باشن!!!!

یکشنبه ششم شهریور ۱۴۰۱
22:15
درحال بارگذاری..