دلبر که در طرف چمن ، خوابیده یکتا پیرهن
ترسم که بوی نسترن ، از خواب بیدارش کند
از نکهت گل دوختم ، پیراهنی بهر تنش
از بس لطیف است آن بدن ، ترسم که آزارش کند
ای ماهتاب آهسته رو ، اندر حریم یار من
ترسم صدای پای تو ، از خواب بیدارش کند
شنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۱
23:21