لعنت به تابستون
دلم پاییز میخواد. برف زمستون میخوام.
دلم هوای سرد و سوز پاییزی رو میخواد که بخاطرش شال گردن بافتم رو بکشم تا نوک بینیم و پالتوم رو سفت تر بپیچم دورم. دلم خیابونای پر از برگ قرمز و نارنجی میخواد.
دلم دیدن آدما با لباسای بافت و نرم زمستونی میخواد. اون بلوز بافت خوشرنگی که میوفته روی شلوار جین و بارونی که روش میپوشیم رو میخواد
انقدر مالِ هوای گرم نیستم که حالا،دقیقا وسط تابستون از شدت کلافگی میتونم بزنم زیر گریه.من واقعا دیگه تحمل گرما رو ندارم. تحمل شرجی هوا رو ندارم. من واقعا دیگه نمیتونم.
یکشنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۱
18:20