به من وعده وعید نده، چیزی که منتظرشمو بده
از صبح که بیدار شدم
یکسره لباس اتو کردم، نهار پختم، لباسارو از تو ماشین برداشتم بردم پهن کردم، ظرفای نهارو شستم، لوازم آرایشمو تست کردم برای یکشنبه
بعدش گرفتم کادو تولد دوست حسودمو کادو کردم و یه پاپیون زرد خوشرنگ بهش چسبوندم و طی این مدت هعی غصه خوردم، هعی غصه خوردم و هعی غصه خوردم.
دیدی یه عالمه ذوق داری و یکهو همه حس ذوقت می پره؟ حس و حالم همونطوره. غمگینم.
جمعه ششم خرداد ۱۴۰۱
19:48