هیچ خبری از اون وعده ها نشد!
جدی جدی همه چیز برای همیشه و تا به ابد تموم شده
همهی اون خندههای از خوشی و سرمستی
همهی اون تا نیمه شب بیدار بودن و حرف زدنهای بیوقفه
تمام خوشی که زیر پوستت میخزید و گرم و مورمورت میکرد
همهش تموم شد. واقعا تموم شد، نه فقط از جانب من بلکه از جانب اون هم تموم شد.
شاید اگر فرصت میخواست برمیگشتم و دوباره خریت میکردم اما...
بسه.
یکشنبه هفتم فروردین ۱۴۰۱
0:25
درحال بارگذاری..