[ پَرسه های اُبالی]

به انضمام مقادیری فراوان غر!

[ پَرسه های اُبالی]

هیچ خبری از اون وعده‌ ها نشد!

جدی جدی همه چیز برای همیشه و تا به ابد تموم شده

همه‌ی اون خنده‌های از خوشی و سرمستی

همه‌ی اون تا نیمه شب بیدار بودن و حرف زدن‌های بی‌وقفه

تمام خوشی که زیر پوستت می‌خزید و گرم و مورمورت می‌کرد

همه‌ش تموم شد. واقعا تموم شد،  نه فقط از جانب من بلکه از جانب اون هم تموم شد.

شاید اگر فرصت می‌خواست برمی‌گشتم و دوباره خریت می‌کردم اما...

بسه.

یکشنبه هفتم فروردین ۱۴۰۱
0:25
درحال بارگذاری..